صاحب نظران تصمیمگیری را قلب مدیریت تلقی میكنند و معتقدند كه تمام كاركردهای مدیریت را میتوان برحسب تصمیم گیری در مدیریت تشریح نمود.
تخصیص منابع، شبكه ارتباطی، روابط رسمی و غیررسمی و تحقق هدف های سازمان به وسیله مكانیزمهای تصمیم گیری در مدیریت كنترل میشوند.
از این رو، تصمیمگیری به منزله كلید فهم پیچیدگی های سازمان و عملكرد مدیران است. در مدیریت اساس اقدامات و شكلگیری فعل و انفعالات تصمیمات است و به تعبیری همه اقدامات آمیخته با تصمیمگیری است.
تصمیم گیری در مدیریت عامل موفقیت
بسیاری معتقدند جوهره یک مدیر موفق، تصمیمگیری اوست و جوهره تصمیمگیری اراده انسانی است.
تصمیمات در طول خطمشی و مبتنی بر آن هستند و هر تصمیمی باید بوسیله خطمشی حمایت شود و اگر حمایت نشود آن تصمیم موجب نقص خط مشی است. و مدیر را به اهداف سازمان نمی رساند.
البته گاهی مدیران مجبورند از عهده مسائلی برآیند كه فراتر از منابع تحت اختیار آنها است. در چنین شرایطی چیزی كه به آن نیاز دارند، شیوه پیچیده تفكر نیست، بلكه چارچوبی است كه آنها را قادر میسازد به مسائل پیچیده به شیوهای ساده بیاندیشند و این انتخاب شیوه تصمیم گیری در مدیریت آنهاست.
موفقیت بستگی به شرایط هم دارد.
پیچیدگی شرایط محیطی و تعدد و تنوع عوامل تأثیرگذار داخلی و خارجی در حوزههای تصمیمگیری، شرایطی بغرنج و توأم با عدم اطمینان فراهم می کند، كه تصمیم گیرنده را با ریسك و ترس از اتخاذ تصمیم نادرست مواجه میسازد.
بنابراین تصمیم گیری در مدیریت تحت شرایط ریسك و عدم اطمینان، یكی از مهمترین وظائف مدیران است.
البته مدیران اغلب در مواقع تصمیمسازی با كمبود اطلاعات و زمان مواجه هستند، تصمیماتی كه آنها میگیرند میتواند موجب رشد، رونق یا ورشكستگی شركت شود.
معمولاً تصمیم باید در شرایطی گرفته شود كه عوامل گوناگون، پیوسته در حال تغییرند، اطلاعات چندان روشن نیست و دیدگاهها متناقض هستند. مدیران باید پیوسته در صدد راههای تازه برآیند و چارهای بیندیشند. در بعضی مواقع تأخیر در تصمیمگیری خطر بیشتری از ریسك اولیه دارد.